در پی تنشهای لفظی اخیر میان برخی دولتمردان آمریکایی و نهاد کلیسا در خصوص مسائل جهانی، پرسشهای مبنایی درباره ریشههای این جسارت و تقابل به وجود آمده است. خبرگزاری حوزه در گفتگویی اختصاصی با حجت الاسلام و المسلمین محمد پیکری معاون امور بین الملل حوزه علمیه استان تهران و پژوهشگر حوزوی، به بررسی زیرساختهای معرفتی غرب و چرایی برخورد تند حاکمیتهای مادی با فتاوای مذهبی پرداخته است.
اخیراً شاهد برخوردهای تند و دور از انتظار برخی سیاستمداران غربی مانند ترامپ با پاپ هستیم؛ ریشه این رفتار را در کجا باید جستجو کرد؟
بسم الله الرحمن الرحیم. برای درک این وقاحت و جسارت، نباید تنها به ویژگیهای فردی اشخاصی مانند ترامپ بسنده کرد. این رفتار ریشه در یک «شاکله فکری» عمیق دارد که از عصر نخستین مسیحیت، بهویژه پس از عروج حضرت عیسی (ع) شکل گرفته است. واقعیت این است که زیرساخت فکری سردمداران غرب از سه جریان و ریشه اصلی تغذیه میشود که تضاد ماهوی با آموزههای اصیل وحیانی دارد.
لطفا این سه ریشه و جریان تاریخی را بیان کنید؟
جریان اول «ریشههای دینی یهودی» است که به ویژه در اندیشههای «پولس» (یهودی متعصب تازه مسیحی شده آن زمان) تبلور یافت. این نفوذ فکری باعث شده که امروز هم بسیاری از دولتمردان غربی، مناسک خود را با علایق یهودی پیوند بزنند.
ریشه دوم، «سیاستهای رومی» است. روحیه جهانگشایی روم باستان امروز در کالبد قدرتهای غربی حلول کرده و دزدان دریایی اولیه را به ژاندارمهای مدعی جهانی تبدیل نموده است.
و در نهایت ریشه سوم، «فلسفه یونانی» و به ویژه اندیشه «سوفسطائیان» است. آنها بر نوعی «انسانمداری» (اومانیسم اولیه) تاکید داشتند که ملاک خوب و بد را نه در ذات عمل، بلکه در منفعت و تشخیص فردی انسان میدید.
این زیرساختهای فکری چگونه باعث میشود که آنها در مقابل پاپ یا فتاوای مذهبی بایستند؟
نکته کلیدی همینجاست. در دنیای غرب، هر مسیحی که بخواهد بر پایه ذاتِ دعوتهای حضرت عیسی (ع) سخن بگوید یا فتوایی علیه جنگافروزی بدهد، مورد هجمه قرار میگیرد. پاپ امروزه عملاً برخلاف رود شنا میکند؛ زیرا او با ارزشهای نانوشتهای مخالفت کرده که در عصر پولس متولد شده است.
سردمداران غربی معتقدند نهاد مذهب حق ندارد با روحیه جهانگشایی آنها که با استدلالهای سوفسطایی توجیه شده است، مخالفت کند. از نظر آنها، پاپ حق ندارد علیه منافع مادی و سیاسی آنها که ریشه در آن سهگانه (یهودیت پولسی، روحیه رومی و سوفسطاییگری) دارد، لب به سخن بگشاید.
پس شما معتقدید این توهینها یک اتفاق گذرا یا شخصی نیست؟
به هیچ وجه. این یک تقابل مبنایی است. وقتی پاپ خلاف قواعد حاکم بر اندیشه غربی اعتراض میکند، آنها مطابق «ذات و شاکله» خود که بر پایه منفعتگرایی بنا شده، رفتار میکنند. دلیل اصلی جسارت و جرات توهین به پاپ، همین تضاد میان «حقیقت دین» و «زیرساختهای فکری تحریفشده غرب» است که امروزه مسیحیان عالم را گیج و پیروان سایر ادیان را متحیر کرده است.










نظر شما